عبدالله مستوفى
654
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
را ، با تطبيق سال شمسى و قمرى حاضر كردم . روز مقرر كه آمدند ، ورقهء جدول كشيده و داراى همهچيز را ساخته ، و پرداخته ، تسليم آنها نمودم . از روى آن آنچه لازم داشتند در ستونهاى كتاب خود نقل كردند ، و گفتند ، هفتهء ديگر در همين روز ورقههاى سجل در كميسرى حاضر است ، بفرستيد ببرند ، روز موعد حاضر نبود ، بعد از چندين مرتبه رفتوآمد ، بالاخره ورقهها را كه دادند ، ديدم تاريخهاى ولادت را يكسال عقب بردهاند ، و در ورقهء نصر اللّه صد سال اشتباه كرده ، و ولادت او را در يكهزار و صد و نود و دوى شمسى نوشتهاند . در ورقهء دختر دومى هم ، هوروش را ، به حوروش ، تبديل فرمودهاند . خودم بكميسرى رفتم ، توضيح دادم ، گفتند ما مأموريم ، ششماه تاريخ ولادت را عقب ببريم ، ( ! ) و چون تاريخ روز و ماه ولادت را ذكر نميكنيم ، اينست ، كه براى احتياط ، تاريخها را عموما يكسال عقب بردهايم . راجع به غلط املائى اسم دختر هم گفتند ، كتابچهء ما نبايد قلمخوردگى داشته باشد ، بنابراين از اصلاح آن معذوريم و اجمالا زير بار اصلاح هيچيك از خبطهاى خود نرفتند امروز هم املاى اسم دخترم ، در شناسنامه همان غلط املائى را دارد ، و اگر نصر اللّه به نظام وظيفه نرفته ، و در آنجا شناسنامهاش اصلاح نشده بود ، امروز يكصد و سى و چند سال قانونى داشت ! پهلوى ، در اين چند سالهء گذشته ، بعد از گذراندن قانون براى آمار كشور ، و تأسيس ادارهء خاصى براى آن ، خيلى در اين امر مراقبت كرده ، و سروصورتى به كار داده بود كه بتواند از آمار موجود ، عدهء لازم را براى قشون جمعآورى كند . اين بود كه در اينوقت ، قانون نظام اجبارى ، يا نظام وظيفه را بمجلس پيشنهاد كرد ، و بتصويب رسيد . اين قانون ، تا كنون چندبار بموجب پيشنهاد دولت ، اصلاح شده ، و در مدت خدمت بعضى از طبقات ، تغييراتى پديد آمده است . من نميخواهم در اينجا وارد چگونگى اين تغييرات شوم ، و در منافع و مضار آن بحث نمايم . كشور غير از قشون ، چيزهاى ديگرى هم ميخواهد ، كه بايد از آنها هم تشويق كرد ، و يكى از تشويقات هم ، معافى از نظام وظيفه است ، ولى ، بطور كلى بايد گفت كه در تمام مدت سى و هشت و نه سالهء قانونگذارى اين كشور ، قانونى بنافعى قانون نظام وظيفه وضع نشده است . اين قانون تمام افراد اهالى كشور را در مدت دو سال براى خدمت نظامى ، دعوت و آنها را ، براى دفاع وطن ، حاضر مينمايد ؛ تا اگر روزى با پيشآمدهاى اين عالم درهم و برهم حاجت افتد ، افراد بتوانند ، خانمان و ميهن خود را حفظ و صيانت نمايند . گذشته از اين فائدهء اساسى ، و هدف اصلى كه بلااستثنا جوانهاى كشور را ، از بيست تا بيست و دو به خدمت جامعه ميطلبد ، اهل كشور را از لختى و تنپرورى و بيكارگى براى مدت باقى عمر ، نجات مىبخشد . براى طبقهء دهاتى ، مكتب تربيت و تمرين ادب اجتماعى ، و براى طبقهء توانا ، محل ورزش بدنى و خارج شدن از ننرى و عزيزى در نزد پدر و مادر است . پوشيدن يك جور لباس و خوردن از يك مطبخ ، و رديف شدن در يك صف ، و فرمانبردارى از يك فرمانده ، و بالاخره ، كمك كردن همگانى براى پيشرفت يك مقصود آنچه از ننرى و